X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
یکشنبه 28 فروردین 1390 @ 09:13 ق.ظ

فیش حقوقی

از دیروز عصر تا به حال نه حوصله دارم، نه حالم خوبست و نه انگیزه ای برای کار کردن دارماز وقتی که آن فیش حقوق کذایی را دیده ام وضعیت روحیم حسابی قاراشمیش شده است؛ آخر تو بگو فیش حقوق 226 هزارتومانی یعنی چه؟! نه واقعا یعنی چه؟ من این پول را کجای دلم بگذارم آخر؟ دِ اگر من مرد بودم و نان آور خانواده ای که الان باید کلاهم پس معرکه می بود که! تازه از همکاران عزیز شنیده ام که من جزء کارمندان خوشبخت این اداره می باشم چومکه حقوقم بالای 200 هزار تومان بوده است بعضی از همکاران که تنها 17 هزار تومان دریافتی داشته اند چه بگویند؟! فکر کن، تو مرد خانواده ای و همسرت هم خانه دار است، تعطیلات عید تمام شده است و تو هرچه داشته ای خرج کرده ای البته تقصیری هم نداشته ای که پولهایت تمام شده اند چون با آن چندر قازی که دم عیدی بهتان دادند و گفتند بعد از عید جبران می کنیم، تو فقط می توانستی تا الان دوام بیاوری، حالا هم که بعد از کلی انتظار حقوقت را داده اند در کمال تعجب می بینی که هرچه داشته ای بابت کسورات ازت کم شده است و حقوقت تنها 17 هزار تومان است!  

از شهریور پارسال که آن دکتر «ز» نازنین را برداشتند و این عوضیِ دیوانه را بجایش گماردند ما میزان دریافتیمان کم و کمتر و نهایتا دارد به هیچ می رسد! الهی که خداوند عالم برایش نخواهدشب عیدی که کوفت هم ندادند بهمان که کمی دست و بالمان باز شود، گفتند بودجه نداریم و خوب راست هم می گفتند وقتی خود مرده شور برده اش 130 میلیون تومان و آن معاونین از خدا بیخبرش هر کدام 100 میلیون تومان از اداره وام گرفته اند، معلومست دیگر پولی برای کارمند بیچاره که به قول قلعه نویی کل یوم 500-600 هزار تومان دریافتی دارد نمی ماند! مامان........ آخر من دیگر با چه انگیزه ای کار کنم وقتی قرارست آخر برج کوفت بدهند بهمان به جای پول؟ تازه قرارست اضافه کاریهایمان را نیز قطع کنند و آن مبلغی که به عنوان هزینه غذا دریافت می کردیم نیز به همین ترتیب 

تازه وسط این هاگیر واگیر سرما هم خورده ام، معلومست دیگر که الان نه حوصله ای برایم مانده باشد، نه حال خوبی و نه انگیزه ای برای کار کردننه؛ هیچی برایم نمانده است! 

ما تا اطلاع ثانوی افسرده می باشیم نه آسمان برایمان زیباست، نه درختان و نه این هوای سرد و خنک، همه چیز برای من یکی لااقل خاکستری و سیاه است تــــــــــــــــــــــــا زمانیکه این مردک قازقولنگ ِ سایکویِ چندشخصیتی را از ریاست اداره عزلش کنند! تا آن موقع من حوصله هیچ چیز را ندارم  

پ.ن1. بیخود بیرون را نگاه نکن آقاهه، هیچی آن پشت نیست.

پ.ن2. یک ذره پیازداغش را زیاد کردم که خیلی دلت به حالم بسوزد وگرنه آنقدرها هم که شلوغش کرده ام ناراحت و نا امید نیستم، تجربه نشان داده که وضع همینجوری نمی ماند و بالاخره اواسط برج یک پولی چیزی بهمان می دهند حتی الان هم داده اند، علاوه بر حقوق، 300 هزار تومان دیگر هم داده اند ولی در فیش حقوقی آن مبلغ را وارد نکرده اند برای همین یک جورایی بهمان برخورده است انگار که به یتیم صدقه داده اند می خواستند خوب سرمان منت بگذارند که یعنی ببینید، حقوقتان انقدر بوده است و ما بهتان لطف کرده ایم و انقدر دیگر هم واریز کردیم برایتان، یه جورهایی کارشان با منت همراه بود، اینست که به همه مان برخورده است