X
تبلیغات
نماشا
رایتل
شنبه 12 بهمن 1387 @ 05:03 ب.ظ

برف

دلم هوای برف کرده خدا. از اون برفای سنگین سنگین سنگین ... از اونا که باعث بسته شدن خیابونا و مدارس و اداره جات و ... میشوند. از اونا که پارکها و حیاط خونه ی ما رو انقدر خوشگل می کنند که تو دلت میخواد این لحظه هیچ وقت تموم نشه و اصلا ای کاش ههمه ی فصول زمستون و برفی بود... دلم میخواد هوا اینجوری بشه و منم تو این هوای سرد سرد برفی و زیر اون برف زیبا برم یه کافه ی دنج بشینم و کاپوچینو بخورم یا شایدم دلم هات چاکلت خواست یا شایدم اصلا هوس بستنی کردم، نمیدونم؛ فقط اینو میدونم دلم میخواد میشستم اونجا و در حین خوردن نوشیدنی گرم یا سردم زل می زدم به خیابون خلوت بی ماشین و پوشالای زیبا و سبک برف که میشینند روی زمین و بعدشم آی کیف می کردم؛ آی کیف می کردم! 

من دلم آدم برفی میخواد؛ و یک گلوله ی گنده ی گنده تا پرتش کنم طرف هر کسی که اون لحظه داره از مقابلم رد میشه یا یه مشت برف نرم و سبک میخوام که بندازمش تو پیرهن محمد که اونم هی دور خودش بچرخه و هی جیغ بزنه! و دلم می‌خواد برم یه جایی که یه عالمه برف داشته باشه و هی سر بخورم و سر بخورم... و دوست دارم یک کاسه رو پر از برف بکنم و روش مربای آلبالو بریزم و اممممممممممم،،، بخورمش و دلم میخواد زیر بارش اون برفای زیبا انقدر راه برم و راه برم که کم کم تبدیل بشم به یک آدم برفی گنده ی متحرک... 

خدایا چی شد که باهامون قهر کردی؟ چی شد که دیگه دوستمون نداری؟ کجا رو اشتباه رفتیم خدا؟ به من بگو اشتباهمون مگه چقدر بزرگ و ناشایست بود که حاضر نیستی ببخشیمون؟ خدایا هیچ وقت فکر نمی کردم تو بی مهر و محبت بشی و محروممون کنی از دریای بی کران لطف و احسانت... همیشه فکر می کردم تو دریای لطف و کرمت انتها و پایانی نداره! خدایا من تو رو یه جور دیگه شناختم... من تو رو همیشه باگذشت و رئوف می دیدم و عادت کرده بودم به نوازش دستای گرم و پر مهرت... اصلا میگیم من بد، فلانی و فلانی و فلانی هم بد؛ ولی آیا همه‌مون بدیم؟ یعنی هیچکی نبود این وسط که تو دوستش داشته بشی و بخاطر اون از گناه بقیه هم بگذری؟ یعنی نبود کسی که اینقدر پیش تو اجر و قرب داشته باشه که تو دلت نیاد روش و زمین بندازی و محض گل روی اونم که شده بقیه رو هم مورد رحمت خودت قرار بدی و یه برف حسابی و مشتی بفرستی برامون؟ من اگه می دونستم اون برف زیبا و سنگین پارسال و که فرستادی قرار بوده دیگه هیچ برفی پشت بندش نفرستی برامون، هرگز اونهمه ذوف و خوشحالی نمی کردم... خدایا حالمون و نگیر و یه فکری به حال دلای برفی منتظر بکن... اصلا من از طرف خودم و همه ی بندگان بد بد بدت، میگم غلط کردم... تو بزرگی کن و ببخش... آخه من دلم برف می‌خواد خدا... برف!