X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 26 آذر 1391 @ 08:58 ب.ظ

من و کارهای عقب مونده و توانی که برام نمونده!

کمتر از 50 روز دیگه حضرت والا باران خانم قراره پا به عرصه ی وجود بگذارند. با اجازه ی همگی بنده کم گرد و قلنبه بودم، حالا کلی گرد و قلنبه تر شدم اما نمیدونم رو چه حسابی هنوزم که هنوزه خیلیا نمیفهمند بنده باردارم!!! یعنی از بس خودم گرد و قلنبه بودم همه فکر می کنند بنده خودم چاقتر شدم نه اینکه 8 ماهه باردارم!!! البته یک علت بسیار مهمش اینه که شکر خدا اصلا ورم نکردم حتی خیلیا میگند صورتت لاغرتر هم شده ولی دیگه خبر ندارند بنده دارم از چاقی زیاد منفجر میشم لاغری کجا بود؟!
طبق معمول یک عالمه کار دارم و دست تنهام. در طول هفته که میرم اداره دیگه توانی برام نمیمونه برای انجام کاری فقط میمونه 5 شنبه ها و جمعه ها؛ با این هفته میشه 4 تا 5شنبه و جمعه که با محمد و مامانم صبح میریم بیرون و شب خسته و کوفته برمیگردیم خونه. اما هنوز یک دنیا کار مونده برای انجام! سرویس خواب بچه رو 4شنبه شب تحویل گرفتیم، دیروزم رفتیم دنبال فرش و پرده اما از هیچی خوشم نمیومد متاسفانه، از یه طرفم حسابی خسته شده بودم، آخرش یه فرش فسقلی خریدم برای اتاقش ولی پرده موند برای یه روز دیگه. تازه فرشی هم که خریدم هیچ ربطی به فرش اتاق کودک نداره ولی خوب چی کار کنم فرشای کودک اصلا طرح های زیبا و قشنگی نداشتند اونایی هم که قشنگ بودند همه شون پسرونه بودند و به درد ما نمیخورد، حالا اتاق که کامل شد عکسشو براتون میذارم.
از طرفی خیلی زود خسته میشم تا دو تا چیز جابه جا میکنم، غذایی می پزم، دو قدم راه میرم فرتی خسته میشم و دیگه نمیتونم سرپا وایسم؛ باید چند دقیقه ای دراز بکشم بلکه از درد کمرم و خستگیم کمی کم بشه. ببخشید خیلی نمیتونم بیام نت تو اداره که هنر کنم همون کارای اداریمو انجام بدم تو خونه هم که از وضع و اوضاعم گفتم براتون؛ اون نیمچه توانی که برام میمونه رو باید صرف کارای عقب افتادم بکنم... خلاصه ببخشید که اینقدر کمرنگ شدم... از لطف و محبت همگیتون یک دنیا ممنونم... مرسی که هستید کنارم و تنهام نمیگذارید... برام دعا کنید لطفا که این 50-40 روزه هم به خیر و خوشی تموم و بشه... امیدوارم هر جا هستید شاد و سلامت، در پناه حق باشید