X
تبلیغات
نماشا
رایتل
سه‌شنبه 9 اسفند 1390 @ 09:38 ق.ظ

کودکان زیر ده سال

تقدیم به ایرانیان زیر ده سال، که در آینده:
برای کسب ثروت، به نهاد دولت نزدیک نخواهند شد؛
برای افزایش قدرت کشور، ثروت تولید خواهند کرد؛
ظرفیت نقدپذیری و اصلاح تدریجی را در خود پدید خواهند آورد؛
از فرهنگ واکنشهای سریع به خویشتن داری، ارتقاء فرهنگی پیدا خواهند کرد؛
از فرهنگ شفاهی و غیردقیق به فرهنگ مسئولانه ی مکتوب، انتقال تمدنی پیدا خواهند نمود؛
از رفتارها و کارهای کوتاه مدت به گستره ی درزامدت، رشد فکری پیدا خواهند کرد؛
تضعیف، تخریب و انتقام را از فرهنگ سیاسی خود حذف خواهند نمود؛
به رشد فردی و استقلال فکری از طریق مطالعه حداقل دو ساعت در روز روی خواهند آورد؛
برای ایرانیان دیگر از رانندگی گرفته تا کسب قدرت، حقوق قائل خواهند شد؛
از رشد و موفقیت دیگران به طور واقعی خوشحال شده و درس خواهند آموخت؛
غرور بی جا، حسادت و ناجوانمردی را به سکوت، احترام و گذشت تبدیل خواهند کرد؛
دروغ گویی و وارونه جلوه دادن واقعیتها را از نظام معاشرتی خود با دیگران حذف خواهند نمود؛
برای کسب قدرت، به اصل رقابت و فرصت برای دیگران اعتقاد خواهند داشت؛
و پس از رسیدن به قدرت، فقط دوره ی محدودی، صرفا برای تحقق کارهای بزرگ، در قدرت خواهند ماند.
 

*مقدمه کتاب «اقتدارگرایی ایرانی در عهد قاجار»
تألیف دکتر محمود سریع القلم
انتشارات فرزان
  
 

من هم با حرفهای آقای دکتر به شدت موافقم. کودکان این دوره خیلی خیلی خیلی با کودکان هم دوره ی من تفاوت دارند. زرنگتر، باهوشتر، دقیقتر، منطقی تر و به همان نسبت هم جدی تر از بچه های قدیم هستند. به سادگی و راحتی گول حرفهای الکی بزرگترها را نمی خورند و تا خودشان درک نکنند و یا با چشمان خودشان نبینند چیزی را باور نمی کنند آن را به سادگی. حتی دانیال دو سال نیمه ی ما هم وقتی دوست دارد مثل محمد قرص جوشان مولتی ویتامین بخورد ولی چون ما نمی دانیم آیا برایش واقعا مفید است یا ضرر دارد، الکی می گوییم تمام شده است، ول کن ماجرا نیست و اصرار دارد خودش جعبه ی خالی را ببیند! آیا بچه های زمان ما هم اینجور بودند؟ راستش را بخواهی خیلی از ما حتی قدر این کودک دو ساله هم نیستیم و تا یکی حرفی را زد بدون تحقیق و بی چون و چرا قبول و باور میکنیم و وقتی باور کردیم و بعدها فهمدیم سرمان کلاه رفته است داد و فغان راه میندازیم که آی ایها الناس فلانی و فلانی و فلانی دروغگواند و سر مردم کلاه میگذارند و به حرفشان نروید؛ درصورتی که اگر از همان ابتدا با چشمان بازتر و تحقیقات بیشتر حرف کسی را باور می کردیم یا انکارش می کردیم، دیگر بعد از مدتی داد و هوار راه نمی انداختیم که فلانی دروغگواند (اینجور وقتها مامان جان بنده می فرمایند: چشمت کور، می خواستی حواست را جمع کنی)!  

 من هم فکر می کنم بچه های نسل جدید که اکثرا دارای پدر و مادرهای تحصیلکرده، با منطق و رئوفتر از والدین پیش تر هستند، باید که سطح آگاهیشون نسبت به بچه های زمان تعصب و خشکی و بی منطقی بالاتر رود. راستش را بخواهید من هم از کودکان زیر ده سال می ترسم و هم دوستشان دارم... می ترسم در 45 سالگی آنگونه باشم برای فرزندانم که مادربزرگم در 75 برای ما نوادگانش است==> ساده، گوگولی، زودباور، برای مجاب کردنش دو راه داری یا خودش مجاب می شود یا تا دنیا دنیاست حرف خودش را می زند، پس، اگر دیدی سر حرف خود باقیست، هرگز سعی نکن دلیل و منطق بیاوری که مجابش کنی چون او حرف تو تو کتش نمی رود!!! می ترسم اگر حواسم را جمع نکنم و سعی نکنم خود را آپتودیت نگاه دارم بدجور از غافله عقب بمانم...