X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 25 بهمن 1390 @ 09:26 ق.ظ

حالتون چطوره؟

وقتی اول صبح ولنتاینت را سوار ماشین آقای راننده شوی و به ناگهان بشنوی احمد آزاد برایت بخواند: خوشگل مو شرابی~~~دوستت دارم حسابی~~~ نگو که شراب نداری~~~ خودت شراب نابی~~~لالای لالای لالای لای~~~ و بعدش عباس خان قادری برایت بخواند: بزنم به تخته صورتت ماه شده~~~ بزنم به تخته رنگ و روت باز شده~~~ لالالالای لالای لای لالالای لای لالای~~~ دیگر معلومست چه روزی را آغاز کرده‌ای تو نمیری بدجور حس خز و خیلی بهمان دست داده بود و همانا خود را در میان مردم کوچه و بازار حس می‌کردم! ولی چون یاد قدیم و کودکیم افتاده بودم، آن حس خز و خیلی را به کناری زده و با حسی لطیف و زیبا جایگزینش کردم آخر کم الکی که نبود، یاد قدیم و دوران کودکی افتاده بودم!

وقتی درب اتاق را باز کنی و به جای سلام گفتن به همکاران ناگهان هوس کنی بهشان بگویی==> Good Morning everyone... how are youtoun chetore? معلومست دیگر که اول صبحی کبکت خروس می‌خواند! 

وقتی ایملیت را باز کنی و بخوانی==> دوســـت دارم این رو نوک پنجـــــه بلند شدنها را و بوســــیدن لب‌های تو را همان لحظه‌هایی که تو یک عالمه مــَــــرد می‌شوی و مــَـــــن یک عالمه زن!! معلومست حالت اگر بد هم باشد دیگر تا حالا خوب خوب شده است دیگر! 

 

پ.ن. خلاصه که عزیزانم امیدوارم ولنتایتان هپی ِ هپی باشد و لحظات و ساعات زیبا و آرامی در انتظارتان باشد