X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
دوشنبه 19 دی 1390 @ 08:29 ق.ظ

از وقتی که داریم ببخشاییم تا به دست بیاوریم ...

خواستم برایتان از علت ناراحتیم بگویم که دیدم در اینترانت اداره‌مان مطلب زیبایی گذاشته‌اند پس تصمیم گرفتم به جای مطلب بلند بالا و اذیت کن خودم این مطلب زیبا و سرشار از آرامیش را برایتان بگذارم... فعلا این را جایگزین آن پست غرغرانه داشته باشید حالا وقت برای اعصاب خرد کردن زیاد است...امیدوارم خوشتان بیاید  

گفت: در زندگی به هر جا رفتم، اشخاصی را دیدم که چیزهای جدید می‌خواهند.
اتومبیل جدید، خانه ی جدید، آخرین اسباب بازی ساخته شده را، بعد هم موضوع را با شما در میان می‌گذارند: (حدس بزن چی خریدم؟!)... (حدس بزن چی گیرم آمد؟!)
می‌دانی، برخورد همیشگی من با این مسئله چگونه است؟ به نظرم این مردم به قدری محتاج مهر و عشق هستند که حاضرند به جای آنچه گیرشان نمی‌آید هر چیز دیگری را قبول کنند. مادیات را در آغوش می‌کشند.
اما بی‌فایده است. نمی‌توانید جای خالی عشق را با مادیات پر کنید. جای خالی آرامش، محبت و رفاقت با مادیات پر نمی‌شود.
پول جایگزین محبت نیست. قدرت هم جایگزین مهر و عشق نیست. من اینجا در انتظار مرگ به تو می‌گویم، نه پول و نه قدرت، هیچ کدام آن احساسی را که به آن نیاز داری به تو نمی‌دهد. هر قدر پول و قدرت داشته باشی، دوای دردی نمی‌شود.
گفت: ما بر سر آنچه می‌خواهیم و آنچه به آن نیاز داریم سر درگم هستیم. به غذا احتیاج دارید، اما شکلات می‌خرید. باید با خودتان صادق باشید. نیازی به آخرین مدل اتومبیل ندارید، نیازی به بزرگترین خانه‌ها ندارید.
حقیقت این است که از این چیزها لذت نمی‌برید.
می‌دانی رضایت واقعی در چیست؟
پرسیدم در چیست؟
این که آنچه را باید و لازمست به دیگران بدهی.
منظورم پول نیست. منظورم زمانی است که در اختیار داری. منظورم توجه است. منظورم گفتن قصه است.
باور کن آنقدرها دشوار نیست که به امتحانش نیارزد...