X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
شنبه 22 مرداد 1390 @ 09:51 ق.ظ

بر تو دوست سایلنت خوان من سلام

می‌دانم که هستی و هر روزه به دیدارم می‌آیی و صبورانه حرفهایم را می‌خوانی، می‌دانم که خیلی از اوقات با خوشحالی من خوشحال و از ناراحتیم ملول و گرفته می‌شوی؛ می‌دانم که بعد از خواندن هر پست دلت خواسته که تو هم مطلبی را با من درمیان بگذاری ولی یا وقتش را نداشته‌ای یا پیش خود فکر کرده‌ای که اصلا چه بگویم او که نمی‌داند من کیستم و هر روز به دیدارش آمده‌ام، پس بدون گفتن حرفی بی سرو صدا و خاموش می‌روی تا فرداروز دوباره بیایی پیشم. ولی حقیقت این است دوست من که من می‌دانم و می‌فهمم که تو هر روز و هر روز شایدم روزی چند بار به دیدارم می‌آیی؛ من می‌دانم که تو از تهران، آمریکا، کانادا، گستر (خدایی گستر را دیگر نمی‌دانم کجاست تو بیا و برایم بگو)، رومانی، اتریش، رازی (اینجا را هم نمی‌دانم کجاست)، ساوه و ... به دیدارم می‌آیی و خاموش و صامت به حرفهایم گوش می‌کنی درست همانند سنگ صبوری که به درد و دلهای دوست خود گوش فرا می‌دهد و اگر نتواند کاری برای او انجام دهد حداقل دستهایش را گرفته و ظاهرش کاملا نشان می‌دهد که در حال همدردی کردن با اوست... می‌دانم که تو هم اینگونه‌ای... 

امروز بعد از دیدن آی پی های ثابتی که همه روزه در سکوت به دیدارم می‌آیند و در سکوت هم می‌روند، یکباره دلم خواست برای اولین بار به تو دوست سایلنت خوان عزیزم سلامی کنم و تشکر کنم بخاطر بودنت و خواهش کنم ازت که با اینکه می‌دانم تو نه وقتش را داری و نه حوصله‌اش را ولی گاهی گداری که توانستی لااقل اسمت را برایم بنویس من دوست دارم تو را به نام بخوانم نه اینکه خطابت کنم دوست سایلنت خوان عزیز. آخر دوستان همدیگر را به نام صدا می‌کنند چون این کار صمیمیت و گرمی می‌آورد می‌دانی کهپس سکوت را کنار بگذار و با من حرف بزنمی‌خواهی من اول شروع کنم باشد من اول می‌گویم:  بر تو دوست سایلنت خوان من، سلام 

پ.ن. کلا من مخلص تمام دوست جونام هستم چه سایلنت و ناشناس و خاموش چه همیشه روشن و آشنا خودتون خوب می‌دونید چقدر دوستتون دارم