X
تبلیغات
رایتل
شنبه 13 آذر 1389 @ 01:40 ب.ظ

محرم

باز داره محرم میاد و من اصلا و ابدا حال و حوصله اش رو ندارمخدا رو شکر تلویزیون ایران رو که تماشا نمی کنم و برای همین راحتم ولی با سروصداهای خیابون و مردم تو کوچه و برزن چی کار کنم؟ امسال حس می کنم هر نوع صدای نوحه و مرثیه خونی سوهانیه که به روح من کشیده میشه... تحمل دیدن هیچ چیز رنگ مشکی را ندارم... حتی موهای خودم رو هم مش کردم که دیگه رنگ موهام مشکی نباشه... حالا چه جوری می خوام تا ده دوازده روز تحمل کنم اینهمه عزاداری رو خدا می دونه. دوستان فکر نمی کنم لازم به ذکر باشه که من مخلص امام حسین و ائمه اطهارم هستم ولی فکر می کنم بی دلیله عزاداری برای اون بزرگانی که گریه و رنگ سیاه رو مکروه اعلام کردند... من فکر می کنم این توهینه به مردان خدایی که تو راه خدا شهید شدند... گریه برای چی؟ مگه نه اینکه شهدا پیش خدا از احترام بالایی برخوردارند و بعد از فوتشون مستقیم وارد بهشت می شوند پس دیگه گریه چرا؟! اصلا مگه بارها و بارها نمی گیم همه از خداییم و به سوی او بر میگردیم؟ بازم دیگه گریه چرا؟! شما کدوم مرد خدایی رو سراغ دارید که از رفتن پیش محبوب ناراحت و ناراضی باشه و با چشمای گریون منتظر ملک الموت باشه؟ هاین؟ همین تضادها و خرافاته که منو ناراحت و بی تحمل می کنه! گریه و زاری برای امام حسین دکانیه که یه عده خوب نونی ازش درمیارند... امیدوارم خدا خودش کمک کنه تا بگذره این چند وقته چون واقعا روحم دیگه نمی کشه اینهمه سیاهی و عزاداری رو