X
تبلیغات
نماشا
رایتل
یکشنبه 16 آبان 1389 @ 10:01 ق.ظ

اصلن قهر قهر تا روز قیامت

گاهی اوقات ناراحتی ها و کدورتهایی که بین ما آدمها بوجود می آیند آنقدر پوچ و مسخره اند که با اینکه آن اولِ اولش حسابی فیوزمان را می پرانند و وادارمان می کنند در دل یک عالمه خط و نشان بکشیم برای فردی که باعث ایجاد ناراحتی و کدورت شده است، ولی بعد از گذشت مدتی (چند ماه مثلا)، به کل یادمان می رود که چرا با آن فرد سر جنگ داریم، سر چه موضوعی اصلا؟ بعد در کمال خجالت و شرمندگی هرچه به ذهنمان فشار می آوریم و سر مبارک را به این طرف و آنطرف تکان می دهیم که بلکه در اثر این تکانها، موضوع فراموش شده به یادمان بی آید، موفق نمی شویم و فقط برای خالی نبودن عریضه، همچنان با دیدن آن فرد، دماغ را می دهیم سربالا و سرمان را می گیریم آنطرف که یعنی هنوزم از دستت ناراحتم و تو باید برای کاری که من یادم نیست و مسلما آنقدرها هم مهم نبوده که یادم بماند، بگویی غلط کردم و تا این را نگویی من همچنان دماغم را میگیرم سربالا و تو را با آنکه می بینم انگار می کنم که نمی بینم!  

تا اینجا را داشته باش... حالا این را بگویم که اینجانب گاهی اوقات دارای چنان اخلاق گندی می شوم که حتی خودم هم حالم از لوسی و ننری خودم بهم می خورد چه رسد به دیگران! یکی از آن اخلاقها اینست که اگر وارد مغازه ای شوم و فروشنده آن مؤدب نباشد یا یک سؤال را ده بار از اون بپرسم ولی او ترجیح بدهد به جای جواب دادن به من، کار آن خانم مشتری چتیان فیتان را راه بیاندازد، و یا جواب هم بدهد حتی ولی با لحنی بد و بی حوصله، همان دم راه آمده را بر می گردم و دیگر هرگز از آنجا خرید نمی کنم http://mahsae-ali.blogfa.com الغرض ما دو فروند آژانس کرایه ی اتومبیل نزدیک منزلمان داریم که من تا 6 ماه پیش فقط از یک کدامشان (آژانس شماره 1) استفاده می کردم (پارازیت... مسیر منزل تا اداره ی من با اینکه خیلی کوتاهه ولی از طرفی خیلی هم بدراهه و من چه با خطی و تاکسی بخواهم بروم چه با آژانس، چندان فرقی نمی کند شاید آژانس 600-500 تومان گرانتر باشد که به نظر من میصرفد که با او بروم تا اینکه پیاده طی کنم این مسیر را) ولی بعد از چند وقت، باور کن نمی دانم سر چی، شاید یک دلیلش این بود که رانندگانش همه پیر و مسن بودند و رانندگیشان توأمان بود با مقادیر بسیار زیادی از فس فس، پس با اینکه شماره 1 سر کوچه مان بود و خیلی نزدیکتر ولی تصمیم گرفتم تا دیگر از آنجا ماشین نگیرم و فقط از آژانس شماره 2 ماشین بگیرم که همین کار را هم کردم، تا سه شنبه ی پیش که باران می بارید خفن و آنطور که  پنجره ی آشپزخانه نشان می داد فهمیدم که ترافیک همت بسیار بسیار سنگین و خفن می باشد پس نیم ساعت جلوتر زنگ زدم به آژانس و گفتم برای نیم ساعت دیگر ماشین بفرستد دنبالم ولی رسپشن بی چشم رو، گفت ماشین ندارم و معلوم نیست که تا آن موقع هم ماشین بیاید! انقدر لجم گرفته بود از دستش که اگر دم دستم بود یکی محکم می کوفاندم بر فرق سرش! د اگر قرار باشد الان به داد من نرسد آژانس برای منی که هر روز ماشین میگرم ازشان، پس کی قرارست به دادم برسد؟ هاین؟ چند جای دیگر را هم امتحان کردم ولی آنجا هم تیرم به سنگ خورد تنها می ماند آژانس شماره ی یک http://mahsae-ali.blogfa.com! به ناچار با لب و لوچه ای به غایت آویزان و ناراضی زنگ زدم به آژانس، رسپشن ولی خیلی محترمانه گفت فعلا ماشین ندارم ولی اگر چند دقیقه صبر کنید، می فرستم برایتان؛ درست سر 5 دقیقه ماشین آمد دنبالمhttp://mahsae-ali.blogfa.comهرچند آنقدر اتوبان شلوغ بود که باز هم تأخیر خوردم ولی این به موقع فرستادن ماشینشان خیلی به مذاقم خوش آمد و باعث شد به این فکر فرو روم که آخر اساسا ناراحتی و دلگیری من با این آژانس سر چه بود؟ ولی هرچه کردم چیزی به یادم نیامد! حالا... با آژانس شماره 2 قهر کرده ام و از همین رو، چهارشنبه هم که هوا رسما مه آلود و بارانی بود، باز هم از شماره 1 ماشین گرفتم و آژانس هم دمش قیژ، بلافاصله ماشین فرستاد دنبالم. کار این دو روزش حسابی مرا به فکر فرو برده که آژانس به این خوبی... آخر برای چه قهر کرده بودم با آنجا؟ نهایتا نتیجه اخلاقی اینکه==> واقعا اخلاق گندی دارم؛ ایشhttp://mahsae-ali.blogfa.com