X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 12 اردیبهشت 1389 @ 05:24 ب.ظ

حضرت والا بهاره خانم!

آقا جان من نمی توانم رو بازی نکنم! هرچه سعی میکنم و به هر راه که میروم، نمی شود که نمی شود! هیچ از این کار خوشم نمی آید؛ دیگران همه از رو که بازی نمی کنند بماند تازه دستها را پشتشان پنهان میکنند تا نکند یک وقتی خدای نکرده بخوانم از پشت کارتهایشان دستشان را! میدانی این روزها به این نتیجه رسیده ام که کار درست را همان دیگران انجام می دهند و کسی که 31 سال اشتباه کرده است و باز هم در کمال وقاحت اشتباه میکند کسی نیست جز حضرت والا بهاره خانم که معلوم نیست کی قرار است بزرگ شود و عبرت بگیرد از اینهمه درس پندآموزی که زندگانی بدو داده است؟!  

حضرت والا بهاره خانم هنوز یاد نگرفته است که به وقت شادی، خود را خفه نکند از لبخندهای پهن و گشادی که می نشاند روی لب؛ آخر خجالت هم خوب چیزی هست، زن هم بود زن های قدیم، یک شرمی، خجالتی، آبرو داری سرشان میشد، این حضرت والا که تا میگوییم جشن، شروع میکند به دست زدن و خندیدن؛ دختره ی بی آبرو از قد و هیلکش خجالت نمی کشد؛ یک ذره فکر نمی کند که ممکن است برای این خنده های از ته دل پشت سرش حرف در بیاورند! نمیمیری اگر یک ذره سنگین باشی؛ والا!

حضرت والا بهاره خانم یاد نگرفته هنوز که آخر عزیز من پدر من، همه جا با همه کس یار نمی باید بود؛ یار اغیار دل آزار نمی باید بود! ازیرا که جان من عزیز من در کمین تو بسی عیب شماران هستند؛ سینه پر درد ز تو کینه گذاران هستند! دِ آخر لامذهبِ لامروت، برملا نکن هرآنچه را که در دل داری، یک چیزی به قدر سر سوزن هم نگه دار برای روز مبادایت؛ تو مگر از این مردم چقدر میدانی که دست خودت را باز میکنی برایشان؟! هاین؟ جواب من را نده! پر رو!

حضرت والا بهاره خانم یاد نگرفته هنوز که به وقت نیاز اگر یک نیمچه دروغی هم بگوید، والا بخدا کله معلق نمیشود از آسمان هفتم! پس دروغ مصلحتی را برای چه وقتی آفریده اند؟  

حضرت والا بهاره خانم یاد نگرفته هنوز به وقت نیاز یک نه ی کله گنده بگوید و راحت کند خودش را از دردسر و اعصاب خردی و پیامد آخر کار!  

حضرت والا بهاره خانم بعد از 3 سال و اندی کار مداوم در محیط دولتی، یاد نگرفته هنوز که نباید خودش باشد و باید یک نفر دیگری باشد که نیست، خوب این دروغست که دروغ باشد، تو اگر خودت باشی، زیرآبت 3سوته خورده است، چرا نمی فهمی این را! چرا باز دوباره تا کسی حرفی خلاف اعتقادت میزند به چشم بر هم زدنی جوش می آوری و می خواهی هرجور شده مجابش کنی؟ آخر پدر من، آنکه گنده گندهتون بود در بحث و جدل با این قوم عجوج و معجوج کم آورد و نتوانست حریف زبان بی منطق و دروغای شاخ دارشان شود، تو که دیگر با این هیکل گنده جوجه ای پیششان!  

حضرت والا بهاره خانم یاد نگرفته هنوز که وقتی مثل سگ می ترسد، اینقدر ادای آدمهای شجاع را درنیاورد و حرف گنده تر از دهانش نزند، حضرت والا بهاره خانم زبان آدمیزاد سرش نمی شود چه اگر میشد مثل بچه آدم آن چند خط بالاتر را پاک می کرد، وقتی آن خط هنوز آن بالاست یعنی همان نرود میخ آهنین در سنگ و این حرفها... 

امان از دست این حضرت والا! بیایید همگی دسته جمعی برای اصلاح رفتار حضرت والا بهاره خانم به درگاه باری تعالی دعایی بکنیم بلکه فرجی شود و حضرت والا الگوی رفتاریشان را تغییر دهند! الهی آمین!