X
تبلیغات
رایتل
جمعه 14 فروردین 1388 @ 04:08 ب.ظ

اولین سلام در سال جدید

خوب خوب چشم هم زدی و این دو هفته تعطیلی عین برق و باد اومد و گذشت؛ حالا که باید فردا بری سر کار اصلا انگار نه انگار که دو هفته واسه خودت گشتی و لم دادی و استراحت کردی؛ نه انگار که هر کار دلت خواسته کردی تو این چند وقت؛ نه انگار که حسابی آروم شدی و لبخند از رو لبات محو نمیشه؛ ناخودآگاه و غریزی هرچی به پایان جمعه 14 فروردین 1388 نزدیک و نزدیکتر میشی، سگرمه های سرکار هم هی تنگتر و تنگتر میشه! خوب البته حق هم داری. آخه تو حساب کن 14 فروردین همیشه روز کوفت و زهرماری بوده بعد از اون طرف ماهیت خود روز شنبه هم بسیار گند و مزخرفه حالا حساب کن کوفت+ زهرمار میشه چی!!! تازه این بساط سال دیگه هم هست با این تفاوت که 14 فروردین سال دیگه میشه شنبه و اول هفته...حالا باز امسال بعد از

سیزده به در آدم یه روز دیگه رو داشت برای خستگی در کردن وای به سال دیگه

حالا از همه این حرفا که بگذریم خدا رو شکر امسال فکر کنم سال خیلی خوبی باشه؛ یعنی اگه بخواهیم این مثل قدیمی رو که میگه سالی که نکوست از بهارش پیداست و باور کنیم باید قبول کرد که امسال سال خوبی خواهد شد. 

من البته امسال برخلاف سالهای پیش که مسافرت میرفتم، هیچ جا نرفتم و از تهران سبک شده از جمعیت زیاد و هوای پاک و تمیزش حسابی لذت بردم. دو سه تا کتاب خوندم چندتایی فیلم دیدم... بیرون رفتم... مهمونی رفتم و مهمون اومد برام و خلاصه برنامه تعطیلاتم شاید شبیه برنامه تعطیلات خیلی از شماها باشه... هرچی بود که خیلی خوش گذشت بهم. شماها چطور؟ چی کارا کردید؟ حسابی خوش گذروندید؟ ددر رفتید؟ بیایید برام تعریف کنید که دلم برای همه تون حسابی تنگ تنگ شده