X
تبلیغات
نماشا
رایتل
چهارشنبه 15 آبان 1387 @ 10:43 ق.ظ

خروسک!

تا حالا شده پیش خودت فکر کنی که این کرو لالهای طلفکی چی میکشند؟ شده تا حالا فکر کنی که چقدر سخته براشون حرف دلشونو به اطرافیانشون بفهمونن و چقدر حرصشون میگیره وقتی کسی نمی فهمه حرف و مقصودشون رو؟ من خوب میفهمم؛ یعنی راستش و بخوای منم نمیفهمیدم تا اینکه چند سال پیش اون وقتا که هنوز تدریس می کردم، نیم ساعت مونده به پایان یکی از کلاسام، صدام کم و کمتر و کمتر و آخر سرم قطع شد و به مدت 2 هفته هم همونجور قطع باقی موند. تو این مدت هرچی اته پته می کردم هیچکی نمیفهمید چی میگم. انقدر عصبانی می شدم که نگو...در اصطلاح عامیانه به این امر خروسک می گویند! یادمه یه روز آژانس گرفته بودم که برم جایی راننده آژانس یک پیر مرد 60-70 ساله بود. هیچی ما سوار شدیم و بسم الله راه افتادیم، وسطای راه توی اتوبان باید وارد یکی از خروجی ها می شدیم ولی از شواهد امر اینجور بر میومد که جناب راننده یا داره در عالم هپروت سیر میکنه و اصلا حواسش نیست که وارد خروجی بشه و یا اینکه میخواد از راه شونصد سال پیش که خیلی طولاتی تر بود، بره. صداش کردم که: 

- آقا از اینجا برید لطفا. 

- سکوت.... همچنان داره راه خودش و میره! 

- اه آقا دارید رد می شید. 

-بازم سکوت. 

_آقا؟! داشتم داد می زدم ولی صدام بلندتر از وزوز مگس هم نبود و متاسفانه ظاهرا گوش جناب راننده هم سنگین بود. مجبور شدم با حرکات ژانگولری بهش بفهمونم که وارد خروجی بشه ولی معلوم شد یا هنوزم تو عالم هپروته یا چشماش کوره! که من ترجیح دادم فکر کنم تو عالم هپروته چه اگه چشاش کور بود که باید دست به دامان فاطمه زهرا و حضرت ابوالفضل و اینا می شدم... هیچی دیگه مجبور شدم 2 تا محکم بزنم رو شونه اش تا متوجه من بشه، حالا متوجه من شده ولی متوجه حرفام نمیشه... خلاصه با هزار بدبختی و مصیبت به آقاهه فهموندم که وارد خروجی بشه!
یه روزم رفتم داروخونه کرم دست بگیرم...دو ساعت خودم و کشتم که به فروشنده بفهمونم چی میخوام...بعد دو ساعت که آقا همینجور هاج و واج نگام کرد گفت:خانم ببخشیدا...من اصلا نفهمیدم چی گفتید!!! چنان دودی از کله ام بلند شده بود که نگو. شروع کردم به داده و بیداد کردن... ولی هرچی بیشتر داد می زدم صدام کمتر در میومد (البته اینبار داشتم دعواش میکردم که آخه مرد حسابی مگه مرض داری؟ خوب اگه نمیفهمی چی میگم زودتر بگو 2 ساعته دارم با این صدا حرف میزنم تازه الان میگی نفهمیدی چی گفتم؟!)
حالا دیگه متلکها و تیکه هایی که بچه ها بارم کردند بماند:
_تیچر صداتون چه خوشگل شده...
_تیچر ما این سانگه رو خوب یاد نگرفتیم، میشه یه بار دیگه بذارید بخونیم با هم؟
این از شاگردام ...اونم از همکارام...چنان دلداری هایی بهم می دادند که نگو:
_خانم ع نترسیدا...چیزی نیست...منم چند وقت پیش همینجوری شدم...تا یک ماه صدا نداشتم ولی بعد از یه ماه خوب شدم...
حالا خدا رحم کرد اون موقع مجرد بودم فک کن الان خروسک بگیرم مثلا! وای خدا به دور؛ محمد سوسک و پشه ام میکنه... مخصوصا بعضی وقتا که یه حرفای زوری میزنه آدم میخواد از دستش یک فروند جیغ بنفش بزنه، اون موقع ها فکر کنم اگه خروسک بگیرم کارم به سکته و بیمارستان بکشه.

                                           ******************** 

چنین با مهربانی خواندنت چیست؟
بدین نامهربانی راندنت چیست؟
بپرس از این دل دیوانه ئ من
که ای بیچاره عاشق...
ماندنت چیست؟