X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 16 مهر 1387 @ 09:48 ق.ظ

جایگزینی لغات!

یادش بخیر سال اول دانشگاه که بودم درسی داشتیم با نام آشنایی با ادبیات معاصر ایران دکتر اکبری هم استادمون بود... ظاهر غلط اندازی داشت، وقتی بار اول دیدمیش، کم مونده بود سکته کنیم که وای...خدا آخر عاقبت ما رو با این استاد بخیر کنه... یک ظاهر خشن و عبوث و وای مامانم اینایی داشت که نگو؛ فک کن... عینک، ته استکانی، پیرهن، یقه آخوندی، کت و شلوار، سرمه ای و خلاصه ظاهر و قیافه اش عینهو همین اسمش و نبرها بود! وقتیم که وارد کلاس شد همینجور که سرش پایین بود بدون اینکه به بچه ها نگاه کنه یراست رفت نشست سر جاش...موهاش و هم عین این بچه مثبتا به یک طرف شونه کرده بود و خلاصه هیبت، هیبت یک آدم خشک مذهبی بد اخلاق زبون نفهم بود...ولی همون جلسه اول همه عاشقش شدیم...انقدر سلیس و قشنگ حرف میزد که آدم حض می کرد. وسط حرفاش هم در کمال جدیت یه پارازیتایی مینداخت که برا هر کدومشون باید یه ربع میخندیدی...هیچ وقت حاضر غایب نکرد ولی همه سر کلاسش حاضر می شدند ...یعنی دلمون نمیومد کلاسشو و حرفاشو از دست بدیم.

یه روز ...

داشت در مورد جایگزینی لغات فارسی بجای لغات بیگانه صحبت می کرد؛ چنان عصبانی شده بود که انگار بهش فحش ناموسی داده بودند...صورتش مثل لبو قرمز شده بود و رگای گردنشم از عصبانیت زده بود بیرون. اولش یه ذره بد و بیراه نثار فرهنگستان ادب فارسی کرد که: یه آدم نا آگاه و کردند رئیس فرهنگستان ادب...آخه پیاز چه ربطی به خیار داره؟! آقا جون تو دکترای فلسفه هستی برو دنبال رشته ئ خودت برا چی تو کاری که به تو مربوط نیست و اصلا هیچ سر رشته ای ازش نداری دخالت میکنی؟!   فلسفه چی کار به ادبیات داره آخه؟ (پارازیت... لابد تو دلشم میگفته بزنم لهت کنم؟) با این لغات مسخره ای که گذاشتی جای لغات خارجی! بابا طرف کلی وقت گذاشته زحمت کشیده، بی خوابی کشیده، خون دل خورده تا یه وسیله رو اختراع کرده؛ دوست داشته اسمشم بذاره کامپیوتر...30 سال هم این دستگاه با نام کامپیوتر تو ایران خونده شده؛ آخه مگه مرض داری وقتی چیزی نمیتونی پیدا کنی براش معادل بسازی=رایانه!!! یا همین پیتزا... نگوئیم پیتزا بگوئیم کــــــــــــــــــــــــــش لقمه...(دستاشم از هم باز کرد و ادای کشیدن و درآورد)...یا این یکی...هلیکوپتر= چرخ بال!!!
در این لحظه که دیگه حسابی خونش بجوش اومده بود، یدفعه از جاش بلند شد رفت پای تخته؛ بعد انگار همه ما که روبروش نشستیم حداد عادل هستیم (اون موقع حداد عادل رئیس فرهنگستان ادب و فارسی بود، الان نمی دونم کیه رئیسش)...دستش و زد به کمرش و با عصبانیت نگامون کرد و گفت:آقا جان اصلا یا باید یه کاری و وقتی شروع میکنی تا آخر بری یا اگه نمیتونی اصلا نباید شروع کنیش...تو مگه نمیخوای همه کلمات و فارسی کنی؟پس چرا برا نقطه که یه کلمه عربی است معادل پیدا نمیکنی؟...نه..بگو دیگه...اگه راست میگی براش معادل پیدا کن...میخوای من کمکت کنم...خوب برا پیدا کردن معادل فارسی برا یک کلمه اول باید تعریفش کنی...خوب بذار ببینم ...نقطه...(انگشتشو میزد به شقیقش) آها! فهمیدم...در تعریف نقطه باید بگیم که نقطه کلمه ایست که از هیچ چیز دیگری گرفته نشده، هیچ چیزی هم از نقطه گرفته نمیشه...خوب پس چطوره بهش بگیم بی همه چیز!!!! یا این یکی=مستقیم... مستقیم هم یه کلمه عربیه، به مستقیم چی بگیم؟ (یه ذره نگاهمون کرد بعد یدفعه مثل فیثاغورث داد زد)فهمیدم!!! نگوئیم مستقیم، بگوئیم سیخکی!!! (بعدش 3 تا نقطه پای 
                                        .
تخته کشید اینجوری         .       .  بعد ادامه داد) حالا فرض کن میری سر کلاس میخوای به بچه های دبستانی کشیدن مثلث و یاد بدی؛ دستش و گذاشت روی اولین نقطه و با یک خط راست وصلش کرد به نقطه بالایی و  ادامه داد: هیچی...این شکل و میکشی رو تخته و بعد به بچه ها میگی: ببینید بچه ها! برا کشیدن مثلث باید از این بی همه چیز (نقطه اولی) یک خط، سیخکی بکشی به این بی همه چیز (نقطه بالایی)! بعدش دوباره از این بی همه چیز یه خط سیخکی میکشی به اون یکی بی همه چیز...(اینجا دیگه نفسمون بند اومده بود از خنده) آقا اصلا اینا رو ولش کن...این معادل مسخره ای که برا تاکسی گذاشتند: خودرو کوچک همگانی،  فکر کن حالا داری میری سر کار، دیرتم شده حسابی... میری سر خیابون میخوای ماشین بگیری، تا ماشین از کنارت رد میشه داد میزنی:خودروی کوچک همگانی مس..(نه مستقیم که عربیه قرار شد یه چیز دیگه بگیم ...داد میزنی ...خودرو کوچک همگانی) سیخکی!!!!
بابا ..آخه برا هر چیزی که نمیشه معادل پیدا کرد! بله تو برو زحمت بکش یه وسیله جدید اختراع کن اسمشم یک کلمه فارسی بذار، همه دنیا هم مجبورند اسم اون وسیله را با نام فاریش صدا کنند، بخدا اگه من حرفی بزنم! ولی دیگه آخه برا کلماتی که چندین ساله جا افتاده تو مملکت و همه به یه اسم اون وسیله رو صدا میکنند که نمیتونی یه اسم دیگه پیشنهاد کنی...اونم چی؟ این اسمای مسخره رو: رایانه، یارانه، پایانه، کش لقمه...
                             ****************** 

اون روز توپ استاد بدجوری پر بود...انقدر پر بود که اگه واقعا حداد عادل و بهش میدادی، ظرف سیم ثانیه کله شو می کند. ولی بنده خدا راست می گفت...یا باید زمانیکه جنسی جدید وارد کشور میشه قبل از اینکه اسم اصلیش و همه بدونند یه اسم فارسی روش بذارند یا اصلا نباید معادلی پیدا کنند ... 

اینم از حرفای امروز خواهر! 

پ.ن۱. تا تو نگاه می کنی، کار من آه کردن است 

        جان به فدای چشم تو، این چه نگاه کردن است؟  (یا اصلا مدل نگاه کردنت این مدلیه یا چشات اینجوریه یا اصلا چی؟ هاین؟) 

پ.ن۲. این عکسا رو دوستم برام ای میل کرده... یه سری از عکسای دیگه اش رو هم می تونید از اینجا پیدا کنید: