X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 20 شهریور 1387 @ 09:27 ق.ظ

هویجوری۲

 آروم می رم کنار پنجره و دستام و میذارم روی لبه ی پنجره و زل میزنم به تهران بزرگ و چراغای روشن و چشمک زنش... هوا ظاهرا تاریکه ولی خیلی جاها روشنه... من از اینجا میتونم اتوبان همت و ستاری و ببینم و گوشه چشمی هم داشته باشم به برج میلاد که دیگه تکمیل شده... من از اینجا می تونم تا اون دور دورا رو ببینم اتوبان آزادگان رو ببینم مثلا... یاد حیاط خونه پدریم میفتم که از اونجا فقط میشد زل زد به آسمون و ماه و ستارگان چشمک زنش و دید... یادمه همه ی چراغای حیاط و خاموش میکردم و بی سرو صدا می رفتم تو ایوون و روی اولین پله میشستم و آسمون پر ستاره رو نگاه میکردم... نمیدونم تا حالا چند بار این کار و کردی و چه حس و حالی بهت دست داده وقتی که آسمون و نگاه کردی... برای من که خیلی زیبا و پرابهت بود و هست... انگار دریا رو بردند بالا سر آدم فقط حیف که آسمون صدا نداره وگرنه آرامشی که توش هست کم از دریا نیست... دریا اگه صدای امواجش و خود امواجش نبود این قدرت آرمش بخشی و نداشت...دوباره حواسم و معطوف حال میکنم... نسیم خنک و ملایمی صورتم و نوازش میکنه... یه نفس عمیق می کشم و چشام می بندم و غرق لذت می شم   

 

 تو رو که دارم، همه چی خوبه؛ همه چی زیباست؛ مشکلات اونقدرا هم  که فکر می کنم سخت نیست؛ تو رو که دارم، زندگی زیباست، آسمان زیباست؛ تو رو که دارم، همه چی خوبه؛ همه چی زیباست تو رو که دارم ....

چقدر قسمت دیشبی روز حسرت وحشتناک بود انقذه ترسیدم... اینا نمیگند بچه نگاه می کنه این فیلما رو می ترسه؟ خوب شد همش کابوس دیدم دیشب؟ با محمد تیریپ قهر و نازکشی بودیما ولی از ترسم مجبور شدم از در آشتی در بیام وگرنه خوابم نمی برد با اینکه خداییش اینبار تقصیر محمد بود و اون باید میمود عذرخواهی کنه... ای که بگم خدا چی کارت کنه ای سیروس... ای مقدم با این فیلم ساختنت اون از الیاس پارسالت اینم از معصومه ی امسالت تیر تپر!  

دلم یه رمان عشقولکی گشنگ میخواد... شماها چیزی سراغ ندارید؟

عکس العمل تو در مقابل آدمی که داره بزرگترین اشتباه عمرش و میکنه چیه؟ مثل من خودتو می کشی که اون کار و نکنه یا میذاری اون کار و انجام بدم و با سر بره تو دیوار؟ راستش من قبلنا خودم و میکشتم که نذارم دوستم... یا برادرم یا فامیل نزدیکم اون اشتباه و انجام بده ولی الان به این نتیجه رسیدم که آدما نیاز دارند که چند باری سرشون محکم بخوره به سنگ تا بتونند یا درست تصمیم بگیرند و دیگه بیگدار به آب نزنند و یا اینکه اگه خودشون نمی تونن تصمیم بگیرند با ۴ نفر دیگه صلاح و مشورت کنن و حرف اونا رو گوش بدهند... متاسفانه بهایی که آدما برای این تجربه می پردازند خیلی گرون و گزافه!