X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 29 مرداد 1387 @ 11:45 ق.ظ

دوست آنست که ...

۳ سال پیش در پی اذیتهای روانی صمیمی ترین و نزدیکترین دوستم مطلب زیر و نوشتم... خواهش میکنم دیگر دوستان خوبم به خودشون نگیرند این خصلتها و مشخصات فقط مختص اون رفیق نارفیقه و بس

تو هم تا حالا شعارهای معروف و قشنگ و درباره ئ دوست شنیدی:

دوست آن است که گیرد دست دوست         در پریشان حالی و درماندگی ( پارازیت ... خوشیهای دوستتم اصلا به تو مربوط نیست فقط پریشان حالی و درماندگیش به تو مربوطه !!!)

دوست همیشه میگه : بهت گفتم ولی دشمن میگه: میخواستم بگم !!!

دوست اونه که رو دوستش اثر مثبت بذاره !

دوست اونه که ال!

دوست اونه که بل!

دوست اونه که فلان!

دوست اونه که بهمان!

ولی من الان بهت میگم دوست یعنی چی ...

                                        دوست = کشک

                                        دوست = دوغ

                                        دوست = آب دوغ خیار

تا وقتی بچه یی خوب همه ئ حرفای بالا رو باور داری و خودت مو مو انجامشون میدی...

هرچه در توان داری در طبق اخلاص میذاری و همیشه آماده به خدمت منتظر میمونی که اگه دوستت درموند فوری مث جن پشتت ظاهر بشی و بگی اصلا نترس من اینجام؛ من هستم؛ من کمکت میکنم؛ من اصلا بدنیا اومدم که به دوستام سرویس بدم ... اصلا نگران نباش...

ولی وقتی بزرگتر میشی و هی نارو پشت نارو میبینی ... وقتی چشمات و باز میکنی و میبینی عجب!!! چقدر دوست من بد بخته!!! پس این کی می خواد رنگ خوبی و خوشی و ببینه؟ و ... یهو یه فکر چنان با پس گردنی هجوم میاره به مغزت که درجا چشات گرد میشند و باز هم درجا میشینی و دوتا محکم هم خودت میزنی تو سرت که:

خاک عالم تو اون سر پوک و نخود مغزت کنند!!! بدبخت! بیچاره! نفهم! آخه کجا دوست تو اینقدر بدبخته؟ کجا اینهمه مشکل داره؟ این حرفا رو به تو میزنه که: 1- عقده ئ دلش و پیش تو باز کنه ...2- یه وقت به مغزت خطور نکنه میتونی به عنوان یه دوست هزار سال یه دفعه روش حساب باز کنی 3- فقط درد و مرضاش مال توست ... چیزای دیگه فضولیش به تو نیومده!

حالا بدون دوست کیه:

دوست اونه که تا می تونه از ناراحتی تو بال دربیاره و از موفقیتت دق کنه ...

دوست اونه که تا می بینه تو داری از پلکان موفقیت بالا میری سیریش به کفشت می چسبونه که نتونی بالا بری ...

دوست اونه که تا می تونه ادای بچه مثبتا رو جلو مردم دربیاره و تا می بینه دو نفر رو تو یه حساب دیگه باز میکنن چنان چاخانای شاخ داری درمورد تو از خودش درمیاره که تو همینجور هاج و واج میمونی که این گفت یعنی من؟

دوست اونه که عد جلو اونایی که تو براشون احترام قایلی و باهاشون رودربایستی داری هی شیلنگ تخته بندازه و ادا اطوار در بیاره و پاک آبروتو ببره که یعنی مردم ببینید این دیوونه یی که من باشم دوست همینیم که شما اینهمه روش حساب می کنید و فکر میکنید عاقله!

دوست اونه که درست جلوی نامزد تو چنان رفتار دیوانه واری از خودش نشون بده که نامزدت با دیدن صمیمی ترین دوستت از دیگر دوستانت هم وحشت کنه و فکر کنه تو چه دختر سبکسر و سبک مغزی هستی که با چنین موجود تهی مغزی دوستی نزدیک داری و به قول معروف اگه دوست خوب خوبه ات اینه دیگه واویلا به بقیه!

بابا اه ... به قول خانم وکیله: بار خدایا! یه پول قلنبه به بقیه و یه عقل سلیم و چشمای بینا و قلبی مثل سنگ به من بده که دیگه هیچ کی و دوست خطاب نکنم!!! بار خدایا! یه کاری کن اینقدر دلم به حال خودم و سادگی که نه حماقتهام نسوزه ... بار خدایا! کمکم کن یادم بره چقدر خر بودم! بار خدایا! الو؟ گوشت به منه یا نه؟! شنیدی حرفام و ؟ بابا بار خدایا د اگه گوشت به منه چرا هیچی نمیگی و همینجور صم بکم نگام می کنی؟! آخه حرفی، حدیثی، حرکتی، چیزی؛ اینجور که نمیشه من هی بگم و بگم و تو هم هی هیچی نگی! 

این هم حهت تلطیف خشانت!

تو رفتی و دلم غمین شد
قرین آه آتشین شد
ازآن شبی که برنگشتی
جهان که شادی آفرین بود
به چشم من غم آفرین شد
از آن شبی که بر نگشتی