X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 16 مرداد 1387 @ 08:58 ق.ظ

آرزو

به نظر تو آرزو چی می تونه باشه؟ به نظر من:

آرزو می تونه کوچیک یا بزرگ باشه....

آرزو می تونه سخت یا آسون باشه...

آرزو می تونه محال یا ممکن باشه....

آرزو می تونه گفتنی یا نگفتنی باشه...

آرزو می تونه حتی یه اسم زنونه و شایدم مردونه باشه...

آرزو می تونه خنده دار و یا خیلی جدی باشه...

آرزو می تونه خرید یه خونه یا خوردن یه بستی باشه...

آرزو می تونه 2 ساعت خواب بیشتر یا 2 ساعت بیداری بیشتر درست زمانی که نمیشه، باشه...

آرزو می تونه خوشحال کردن کودکی فقیر یا کتک زدن یه قلچماق باشه...

آرزو می تونه جسارت حرف دل رو زدن و یا کتمان حقیقت باشه...

آرزو می تونه شوق رسیدن و یا میل به فرار باشه...

آرزو می تونه عطش یه بوسه یا زدن یه سیلی باشه...

آرزو می تونه همین دم و لحظه باشه...

آرزو می تونه گرفتن یه فال قهوه باشه...

 

آرزو می تونه خرید یه لباس زیبا یا دریدن مانتوی مدرسه باشه...

آرزو می تونه دیدن لبخند مادر یا اشک بدبختی اسمش و نبر باشه...

آرزو می تونه زدن یک فریاد بلند یا گریه ی بی صدا باشه...

آرزو می تونه قدم زدن کنار دریا یا  زندگی تو دل جنگل باشه...

آرزو می تونه خوردن یه قلپ آب تو دل کویر باشه...

آرزو می تونه نرفتن برق درست زمون پخش سریال باشه...

آرزو می تونه دیدن دوستان قدیم یا ندیدن بعضی نارفیقا باشه...

آرزو می تونه پیوستن به جمعی شاد یا رفتن به کنج عزلت باشه...

آرزو می تونه انداختن یه قورباغه یا سوسک تو جیب رئیس محترمه باشه...

آرزو می تونه داشتن بدنی سالم و قدرتمند باشه...

آرزو می تونه موقع برگشت به خونه رانندگی با سرعت ۱۴۰ تو اتوبان همت باشه یا

آرزو می تونه پرواز از روی اینهمه ماشین تو ترافیک باشه...

 

 

آرزو می تونه داشتن صورتی زیبا برای اونایی که ندارند باشه...

آرزو می تونه دیدن مردن حیوان اسیدپاش باشه...

آرزو می تونه گوش دادن به ترانه های منوچهر سخایی زمون ایراد سخنرانی جناب وزیر باشه...

آرزو می تونه رقصیدن درست وسط خیابون باشه...

آرزو می تونه زدن تخم مرغ گندیده به کله ی اون آدم مزاحم باشه...

آرزو می تونه قبولی تو کنکور باشه...

آرزو می تونه ممنوع الگزارش شدن عادل فردوسی پور به جرم سنگینی پا قدمش باشه...

آرزو می تونه خوندن یک رمان عشقولانه ی در پیت بدون هیچ نگرانی و دغدغه ای باشه...

آرزو می تونه دیدن برج ایفل یا مجسمه ی آزادی باشه...

آرزو می تونه گفتگو با یک آدم پر و بی ادعا باشه...

آرزو می تونه داشتن تمام نداشته ها باشه...

آرزو می تونه خوردن معجون بابارحیم بدون عذاب وجدان باشه...

آرزو می تونه شوق رفتن به افق دوردستها باشه...

آرزو می تونه زندگی در زمان سیندرلا باشه...

آرزو می تونه گرفتن نمره ی قبولی درس روش تدریس باشه...

آرزو می تونه داشتن چوب جادویی هری پاتر باشه...

آرزو می تونه بغل گرفتن و بو کردن یه نوزاد باشه...

آرزو می تونه داشتن دختر شاه پریون یا شاهزاده ی سوار بر اسب سفید باشه....

آرزو می تونه برگشت به دوران دانشگاه باشه...

آرزو می تونه دیدن تمام دوستان ندیده باشه...

آرزو می تونه غرق شدن در عمق دیوار باشه...

آرزو می تونه ....

آرزو می تونه خیلی چیزای دیگه باشه که الان مجالش نیست بگم. آرزو هرچی که هست، مهم فقط بودنشه چون امید به فردا و فرداها را با خودش به همراه میاره... و جالب اینکه وقتی فردا و فرداها به آرزوت رسیدی، یادت میره و فراموش میکنی که روزی روزگاری همین نقطه ای که بهش رسیدی، آرزوی محالت بوده... بی اهمیت و ساده از کنارش میگذری و شاید سالها طول بکشه که به خودت بیایی و بفهمی که ای دل غافل من سالها پیش به خیلی از آرزوهام رسیدم و نفمیدم! از بس که بی سر و صدا محقق شدند این آرزوها...

به نظر تو چرا اینطوریه؟ طبیعت آرزو اینجوریه که بی ادعاست و برای کاری که برات انجام داده جار و جنجال راه نمیندازه یا طبیعت ما آدماست که خیلی زود حرفها و خواسته هامون و فراموش می کنیم؟ یا از بس ناسپاسیم و خودخواه فکر میکنیم همه چی باید همینجوری که ما فکر میکردیم می بوده و پس همینجوری شده؟ هاین؟ کدومشه؟ اصلا آرزو به نظر تو چی می تونه باشه؟