X
تبلیغات
نماشا
رایتل
شنبه 12 مرداد 1387 @ 12:12 ب.ظ

ســـــــــــــــــــــلام

میرم سراغ آرشیو اون یکی بلاگم که مطلبی رو ازش انتخاب کنم و بذارم اینجا ... انتخابم و میکنم ولی همچین که میخوام پیست کنم، یه عالمه حرف نگفته یهو قلنبه میشه تو گلوم...نیاز دارم قبلش باهاتون درد و دل کنم... دلم برای همه تون تنگ شده بود... این هفته ای که گذشت برای من هفته ی پر مشغله ای بود باورتون نمیشه حتی تو این 3 روز هم داشتم بدو بدو می کردم و هیچی از تعطیلاتم نفهمیدم... دلم لک زده برای ساعتی استراحت کردن بی فکر و خیال و نگرانی... نمیدونم از پا قدم ماه مرداده که من اینجوری شدم یا سرعت کره ی زمین زیاد شده یدفعه که من اینهمه وقت کم میارم یا چی؟ به محض اینکه مرداد شروع شد، زندگی منم در همه ی زمینه ها یهو سرعت گرفت و از اون موقع تا حالا هی داره منو دور خودش می چرخونه! با اینکه اینهمه دارم بدو بدو میکنم، نه وقت میکنم به کارای شخصیم برسم نه می رسم کارای خونه ام و انجام بدم نه میتونم بیام نت و تمام پستهای نخونده ی دوستام و بخونم و نه حتی وقت کردم 2 خط کتاب بخونم! پریشب دیگه از بس کتابخونی خونم اومده بود پایین دیگه طاقت نیاوردم و ساعت 10 شب کتاب و گرفتم دستم و 4 صبح گذاشتمش زمین و خلاصه از خجالت یک هفته کتاب نخوندن دراومدم! ولی عوضش فردا صبحش که باید ساعت 6:30 از خواب بیدار میشدم همه ی لذت کتابخونیم از مماخم دراومد!

فعلا پست تقلبیم و برات میذارم تا یکی دو روز آینده که امید زیادی دارم که سرم خلوت تر بشه و بتونم بیام و اونجور که میخوام و دوست دارم و به دلم میشینه باهات حرف بزنم...

آذر ۱۳۸۶

همین چند دقیقه پیش فیلم Becoming Jane  تموم شد باورم نمیشه ۲ ساعت میخکوبم کرده بود به صندلی ... نمی تونستم جم بخورم  فیلم، داستان زندگی جین آستینه؛ درواقع فکر کنم منظور از اسم این فیلم اینه که چه جوری میشه که جین آستین، جین آستین میشه.

پس اینجوری بود؛ برا این بود که می گفتند شخصیت الیزابت تو کتاب غرور و تعصب خیلی شبیه شخصیت خود آستینه، ولی مستر دارسی واقعی هیچ شباهتی به مستر دارسی تو کتاب نداره؛ دارسی تو کتاب خوش تیپه و پولدار ولی دارسی واقعی خوش تیپه و فقیر

عجب این اواخر حرفا و احساسات عجیب غریبی و تجربه می کنم؛ راستش با تموم شدن فیلم حس کردم یه گوشه قلبم خالی مونده و منتظر پر شدنه! (پارازیت... این قضیه خالی موندن دل هم جز اون حس و حالاتیه که هیچ وقت درکش نکردم تا همین چند لحظه پیش) چقدر دلم برای آستین و از اون بیشتر مستر دارسی واقعی (پارازیت... مستر لفروی) سوخت اگه هر فیلم دیگه ای بود، فیلمش و نگه نمی داشتم؛ یه جوری ردش می کردم که دیگه نبینمش چون اصلا از داستانهای که تراژیک خوشم نمیاد ولی این بلا رو نمی تونم سر این فیلم بیارم... آستین و دوسش دارم دلم نمیاد فیلمش و حفظ نکنم.

چقدر ناکامی چیز بدیه؛ مخصوصا ناکامی برای کسی که خار چشم خیلیاست؛ حالا تو هر زمینه ای که می خواد باشه ها؛ کلا چیز مزخرفیه! اگه تونستی ببین این فیلم و ... مطمئن باش به یک بار دیدنش می ارزهتازه یه چیز دیگه هم یادم افتاد==> این فیلم چهارمین فیلمیه که سازنده واقعیش جین آسین بوده، می دونستی؟ خدا می دونه چند میلیون دلار خرج این فیلم ها شده... آستین حتی از اون دنیا هم داره به استقلالش ادامه میده (پارازیت... استقلال چیزی بود که جین تو فیلم زیاد ازش حرف می زد) اول سریال غرور و تعصب، محصول انگلیس، فکر کنم دهه ۸۰ ساخته شد؛ بعد فیلم حس و حساسیت که اقتباسی بود از کتابی به همین اسم که در چند زمینه که الان یادم نیست نامزد و برنده اسکار شد؛ فیلم غرور و تعصب اگه اشتباه نکنم محصول سال ۲۰۰۵ آمریکا که اونم در چند زمینه نامزد اسکار شد؛ حالا هم که این یکی که اصلا درمورد خودش ساخته شده. اگه فیلم دیگه ای هم باشه من خبر ندارم  شاید فیلمی وجود داشته باشه با نام پارک منسفیلد، یا اما یا ترغیب (پارازیت... ترغیب هم خیلی قشنگه) که همونطور که گفتم من از وجودشون اطلاعی ندارم.