X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
چهارشنبه 29 خرداد 1387 @ 09:35 ق.ظ

عجب صبری خدا دارد

عجب صبری خدا دارد            اگر من جای او بودم==›

می‌زدم پدر صاحب هر چی آدم مزدور و زورگو و ظالمه، در می‌آوردم!

عجب صبری خدا دارد        اگر من جای او بودم==› تا می‌دیدم یه ماشین پر رو و سمج و عوضی هی جلو پای زن و بچه مرد عقب جلو می‌کنه، یه صاعقه از آسمون می‌زدم و خودش و ماشینش و با هم می‌ترکوندم!

عجب صبری خدا دارد          اگر من جای او بودم==› بجای اینکه روسری و چارقد و بقیه این کوفت و زهرمارها رو بزور سر خانوما کنم، تو قانون خداوندیم دست‌کاری میکردم و مگفتم هر آقایی که جنسش شیشه خرده داره، گردنش کج متمایل به پایین بشه که نتونه خانوما رو دید بزنه و  برا همین خانوما میتونن آزاد باشند!!!

عجب صبری خدا دارد          اگر من جای او بودم==› می‌زدم جگر اون وزیری و (پارازیت ... فکر کنم وزیر کشور بود) که طرح ازدواج موقت و داد، درمی‌آوردم میذاشتم کف دستش! مردک خجالت نمی‌کشه! داره کشور و برمی‌گردونه به حال و هوای 200 سال پیش! یکی نیست بهش بگه تو خودت می‌خوای هزار تا غلط بکنی و از اونطرفم نری جهنم، خوب غلطتو بکن؛ دیگه برا بقیه چرا تکلیف صادر می‌کنی؟ عوض اینکه بیاند شرایط و یه جور کنند که همه مث آدم ازدواج کنند و برند دنبال زندگیشون، (پارازیت... فقط برا پدرسوخته‌بازی خودشون) ببین چه چیزایی در می‌کنند از خودشون؛ آخه خجالتم خوب چیزیه! حیا هم خوب چیزیه ! در خصوص این آقا، شرف هم داشته باشه ای، چیز بدی نیست !

عجب صبری خدا دارد          اگر من جای او بودم==› می‌زدم باعث و بانی رشد تورم ایران رو می‌کشتم و 70 میلیون و راحت می‌کردم از شرش! این جناب مستر کلا نحوست از بدو تولد همراهشون بوده تا الان؛ از وقتی هم که به مقامی رسیدند، یک جای آباد نکرده نذاشتند! اول لوازم خونگی یهو گرون شد، بعد گوشی موبایل، بعد طلا، بعد خونه، بعد بنزین، بعد خونه، بعد انواع و اقسام اجناس، بعد خونه و بعد بازم خونه و این داستان همچنان ادامه دارد! تازه به اون نیمچه آبرویی هم که تو دنیا داشتیم رحم نکرد و همونم زد از بین برد! منکه از سر تقصیراتش نمیگذشتم اگه جای خدا بودم، اون دنیا هم به جای اینکه ببرمش بهشت که با حوریای خوشگل مشکل برا خودش صفا کنه، می‌فرستادمش جهنم که با بی‌ریخت ترین گوریل ماده همجوار بشه و حالشو ببره!

عجب صبری خدا دارد         اگر من جای او بودم==› هرچی مرد هیز چشم چرون تو دنیا بود و کور می‌کردم! مخصوصا اون راننده آژانس پیرمرده رو ! اون اصلا کوری کمشه، خشکش می‌کردم!

عجب صبری خدا دارد        اگر من جای او بودم==› دریای خزر و می‌ذاشتم تو تهران که این تهرانی‌های حیفونکی دریا ندیده، مجبور نشوند برای دیدنش گاهی حتی 24 ساعت تو راه باشند و پدر پدرجدشان دربیاد از ترافیک سنگین جاده! دقیقه ای هزار به غلط کردن بیفتند

عجب صبری خدا دارد          اگر من جای او بودم==› مادام‌العمر روزی 10 تا جوک خنده‌دار برای این پریسای تیرتپر اس ام اس می‌کردم که دیگه هی صبح الطلوع، گوشی این بهاره ی بدبخت و نترکونه برای ارسال جوک! آخه این بهاره ی طلفکی اینهمه اس ام اس خنده‌دارش کجا بود که هی این پری گیر میده بهش! تازه جرأت داری براش مطالب رومانتیخ و لطیف بفرست؛ اصلا فکر نکن بهت دستت درد نکنه میگه، بلافاصله یک اس ام اس طویل و طولانی متشکل از انواع و اقسام بدو بیراه‌های پدرمادر دار و رایج برات می‌فرسته تا دیگه تو باشی دفعه بعد براش مطلب رومانتیخ عقشولانه نفرستی!!!

عجب صبری خدا دارد          اگر من جای او بودم==› مهر و محبت و آرامش و تو قلب همه آدما اپیدمی می‌کردم تا همه از دم عاشق و آروم و صبور بشوند.

عجب صبری خدا دارد          اگر من جای او بودم==› ای بابا ! خسته شدم از بس صبر کردم؛ دیگه چقدر صبر کنم آخه! فوری هرچی بهاره جونم گفت، انجام می‌دادم! (پارازیت... خدایی خوب خدایی میشدما ، نـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه؟ غلام؟)